چرا تخمین میزنیم؟

آرون سانتوس در مقدمه کتابش، در مورد چرایی تخمین زدن و اهمیتش مطلب مفصلی داره که ما هم بخش‌هایی از اون رو در اینجا تکرار میکنیم:

شما در اتوبوس نشسته‌اید و برای کار کمی دیر کرده‌اید. در اثر عجله فراموش کردید ساعت خود را بردارید و تلفن همراهتان هم در ته کیفتان است، بنابراین از خانمی که در کنار شما نشسته است میپرسید ساعت چند است. او به ساعتش نگاه میکند که 8 و 33 دقیقه و 46 ثانیه را نشان میدهد و میگوید “هشت و نیم”!
آیا او دروغ گفت؟ چرا نگفت: 8 و سی و سه دقیقه و چهل و شش ثانیه صبح؟
ممکن است که ساعتش دقیق نبوده است. شاید که او هم عجله داشته است و نمیخواسته که وقت گرانبهایش را به صحبت با شما تلف کند. شاید هم متوجه شده که پس از این که جمله‌اش را تمام کند ساعت 8 و 33 دقیقه و 48 ثانیه میشود.
به دلایل مختلف هنگامی که افراد با اعداد سر و کار دارند به ندرت چنین وقتی را به کار میبرند. احتمال داشت که از نظر شما ساعت چه 8 و 33 دقیقه و 46 ثانیه باشد و چه 8 و 31 دقیقه و 27 ثانیه فرقی نمیکرد، و خواندن اعداد اضافی هم وقت شما را تلف میکرد و هم وقت او را.
اگر در سازمان فضایی آمریکا کار نمیکنیم، کمی بی‌دقتی برای صرفه‌جویی در وقت مبادله خوبی است، زیرا در بیشتر اوقات همه‌ی ما کارهای مهمتری داریم. اما تخمین زدن بیشتر مثل سر رند کردن ساعت تا نزدیکترین دقیقه است. تخمین زدن یک ابزار فکری ارزشمندی است که به ما کمک میکند تا اعداد را به تصور درآوریم.
تخمین زدن مثل یک صافی فکری عمل میکند که هنگام تصمیم‌گیری میتوان آن را برای دور افکندن ایده‌های بد به کار برد.
شما چه به تجارت اشتغال داشته باشید و بخواهید تصمیم بگیرید که چه محصولی را انتخاب کنید، چه نماینده‌ای باشید که میخواهد به ساختن یک دیوار در اطراف مرز مکزیک رای بدهد، یا فیزیک‌دانی که سعی دارد بوزن هیگز را تشخیص دهد، تخمین زدن اولین کاری است که به عنوان آزمون امکان سنجی باید به کار بگیرید.
فرض کنید که شما کارمند دولت هستید و روی یک طرح دفاع موشکی کار میکنید. آیا بی‌درنگ روی آن کار میکنید و میلیاردها دلار پول مالیات دهندگان را تلف میکنید تا بعدها بفهمید که آیا اصلا شانس متوقف کردن یک حمله هسته‌ای را داشته است یا نه؟ یا اینکه باید اول یک تخمین تقریبی از احتمال موفقیت این طرح بزنید تا به یک طرح موجه برسید؟ اگر شما تخمین بزنید که این طرح 90 درصد شانس موفقیت دارد، به طور قطع آن را دنبال خواهید کرد. شاید اگر تخمین بزنید که فقط 10 درصد شانس موفقیت دارد، باز هم آن را دنبال کنید اما اگر برآوردهای شما نشان دهد که شانس عملی شدن آن کمتر از بردن لاتاری است، انجام آن احمقانه نخواهد بود؟ حتی بدون داشتن مدرک عالی مهندسی چنین تخمین‌هایی ممکن است و برای گرفتن بعضی از تصمیم‌های حیاتی که همه روزه با آن مواجهیم ضروری باشد. چه این دفاع موشکی باشد یا عبور از خیابان. ما همیشه تخمین میزنیم و اگر پایه ریاضی خوبی داشته باشیم دقت ما را بیشتر میکند.
عادت به تخمین زدن چیزها علاوه بر آنکه صافی فکری است، مهارت عددی شخص را هم تقویت میکند، به ویژه توانایی شخص در متصور ساختن اعداد بسیار بزرگ (و بسیار کوچک). اگر چه ممکن است درکی از تفاوت میان یک میلیون و یک تریلیون نداشته باشید، تجربه استفاده از این اعداد سبب فهمیدن سریع آنها میشود. شخص به سرعت رهنمودهای عددی پیدا میکند که مانند راهنمای مفهومی عمل میکند. برای مثال در لحظه‌ای که من این‌ها را مینویسم [سال 2009]، یک میلیارد عبارت است از یک هفتم جمعیت جهان و یک تریلیون یک یازدهم بدهی ملی آمریکا است. با یک حساب ساده و مختصری تمرین، شما هم میتوانید هر چیزی را تخمین بزنید (هر چقدر هم بزرگ یا کوچک باشد) و در این فرآیند به فهم مناسبی از اعداد بزرگ برسید.